خرید بک لینک

درباره سایت

فوتبالی هابیان             تو وبلاگ نظرندین برین بیرون نامردین پس همین اول کاری نظربده بعدبرومطالب روبخون اخرم یه نظردیگه بده

این وبلاگ برای توضیحی راجع به بازیکنان حرفه ای جهان است2این وبلاگ برخی ازمطالب خودراازوبلاگ های دیگرمیگیر3هدف این وبلاگ این است جای سرزدن به چندسایت ووبلاگ دروبلاگ من زندگی نامه برخی بازیکنان جهان رابخوانند

امکانات وب

Free Online Dictionary -->-->--> Add to TheFreeDictionary.com -->-->--> -->-->-->-->

Ùx85عرÙx81Ùx8a صÙx81ØxadÙx87 بÙx87 دÙx88ستاÙx86

* Ùx86اÙx85 Ø´Ùx85ا
Â

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 Ø´Ùx85ا *

Â

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست Ø´Ùx85ا *

Â

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست دÙx8aگر Ø´Ùx85ا

Â
Â
Â
بارسÙx84Ùx88Ùx86ا

ساÙx8aت Ú¯Ùx88Ú¯Ùx84



در اÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
درÙx8aاÙx81ت کد جستجÙx88گر

-->-->-->
Úx86ت رÙx88Ùx85
من را در فیس بوک دنبال کنید(احمدسرو)

برچسب: نویسنده: ahmad تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1391 ساعت: 22:26

رابین ون پرسی در تاریخ 1983/08/06 در روتردام هلند دیده به جهان گشود در پست مهاجم هدف برای گلزنی تلاش میکنه گل بزنه زن وی بوچرا نام داره درسال2004به ارسنال امدوهم اکنون درتیم منچستربازی میکندوبابازی تاثیرگذار خود تاکنون بارهاوبارهااین تیم رو نجات داده خیلی کوتاه بود ولی همین ازدست برمی امد

برچسب: ون پرسی,فن پرسی,زندگی نامه فن پرسی,زندگی نامه ون پرسی, نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:14

حتمآاین سوال براتون پیش اومده بگین فوتبال چیش ازپزشکی سخت تره پول بیش ترمیگیرن این فکرهمه است نظراتتون روبرام بفرستین نامردی نکنین نظربدین بعدبرین مطالب بعدی

برچسب: نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:14

چراهای زیادی درفوتبال ایران وجودداره خیلی زیادمثلآ:چرابازیکنان ماباغیرت بازی نمی کنندواقعاچرامگه ماچی کم داریم درسته امکانات اونابیش تره ولی این دلیلش نیست دلیلش چیه به نظرمن اینه که فوتبال ماکثیف شده نظرشماچیه ازطریق ارسال نظر برام ارسال کنین تاماهم ازنظرشمابی بهره نمونیم.

برچسب: نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:15

بهترین بازیکن از نظر شما نظرات خود را برای مابگین.

برچسب: نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:16

متاسفانه دردیدار شنبه شب بارسادرنابوری باخت نظرات خودراراجع به این باخت برای مابنویسید

برچسب: نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:17

به چندنویسنده برای وبلاگ نویسی نیازمندم اگرمایلیدازطریق ارسال نظر مشخصات خودرابفرستید شاید شماانتخاب شوید

برچسب: نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:18

زندگی نامه فرانک ریبری در 7 آوریل 1983 در حومه شهر ((بولونی)) به دنیا آمد. پدرش کارگر ساختمان بود.و ریبری در اوقات فراغت به یاری پدر می شتافت. دو ساله بود که اتوموبیل خانواده اش با کامیونی تصادف کرد.در این حادثه صورت ریبری کوچک به شدت آسیب دید و بیشتر از 100بخیه خورد!!! تلاش های پزشکان برگرداند جای زخم ناشی از این تصادف همیشه یاد آور آن اتفاق ناخوشایند در زندگی ریبری است. روزهای نوجوانی فرانک و برادر کوچکش (فرانسو آ) فوتبال را از تیم های آماتور بولونی آغاز کردند. ریبری بزرگ شش ساله بود که بازی را در تیم (کونتی بولونی) آغاز کرد. او 7سال در این تیم بود آن گاه وارد تیم لیل شدو از سال 1996 تا 1999 در آن تیم بازی کرده بود. اما بازی در لیل فرجام خوشی نداشت و به دنبال پاره ای ازمشکلات او به بولونی پیوست.فرانک از سال 2000 تا سال 2002 در این تیم بود.پس از آن یک بازگشتبه عقب داشت و دو سال بعدی را در تیم های آماتور ((آلس)) و ((استاد برست)) گذراند. فرانک ریبری قبل از آغاز جام جهانی 2006 نگاه علاقه مندان تیم فرانسه به بازی کنانی چون زین الدین زیدان-تیری هانری و... بود .همه در انتظار بودند که خروس های فرانسوی همچون مثل سال 1998 میدرخشند یا آن که مثل جامجهانی 2002 با سرافکندگی به کشور باز خواهند گشت. در این میان کسی به گوشه چپ تیم فرانسه توجهی نداشت. بازیکنی 170cmکه بر گونه راست آن جای زخمی کهنه دیده می شد و همین او را از سایرین متمایز میکرد. چند ماه قبل در بازی با مکزیک اولین بازی ملی خودرا انجام داده بود و به نظر می رسید زمان زیادی لازم باشد تا به مهره ای تأثیر گذار در تیم ملی فرانسه شود. روزهای خوش جام جهانی2006 فرانک ریبری یکی از پدیده های جام جهانی در کشور آلمان بود .او در بازی یک هشتم نهایی با اسپانیا اولین گل ملیّ خود را به ثمر رساند و به مهره ای تأثیر گذار برای رسیدن فرانسه به فینال جام جهانی بدل شد. البته ریبری قبل از آن هم پیراهن آبی فرانسه را در تیم نوجوانان زیر21 سال به تن کرده بود. او با جوانان فرانسه در جام جهانیجوانان و یورو هم حاضر بود.بازی های درخشان او با پیراهن خروس ها سبب شد که زیدان به او لقب ((جواهرفوتبال فرانسه)) را بدهد. اولین افتخارات ریبری در سال 2004 به لیگبازگشت و برای تیم ((متز))20 بازی انجام داد.6 ماه بعد و در ژانویه 2005 به ترکیه رفت .و با ((گالاتاسرای)) ترکیه قهرمان شد.ریبری تنها 6 ماه در گالا ماند و به خاطر اختلافاتی به فرانسه بازگشت. او این بار پیراهن المپیک مارسی را به تن کرد. طی سال های 2005 تا 2007 در 60 مسابقه 11 گل برای مارسی زد و با این تیم به فینال جام حذفی فرانسه رسید. بازی در مارسی زمینه ساز رسیدن ریبری به تیم ملی فرانسه بود. روزهای خوش در بایرن مونیخ فرانک از سال 2007 تا کنون در بایرن مونیخ بیش از 100 بازی کرده و بیش از 30 گل به ثمر رسانده است.او با اینتیم در فصل های 2007 - 2008 - 2009- 2010 موفق به دبل شد.(فتح لیگ و جام حذفی در یک فصل)و به فینال جام قهرمانی اروپا در سال 2010 نیز رسید.هر چند درفینال قایب بود و تیمش نیز به نایب قهرمانی بسنده کرد.ریبری تا کنون 50 بازی ملی انجام داده است. وقتی فرانک((بلال))شد ریبری از مارسی به بایرن مونیخ آلمان پیوست و رکوردنقل و انتقلات بایرن را با قیمت 20 میلیون یورو شکست.اندکی بعد فرانک گفت:((من در زندگی ام دورههای متفاوتی را گذراندم و مصمم به جستجو صلح و صفا در زندگی بودم که بالاخره به اسلام رسیدم.اسلام تنها راه برای خروج از زشتی هاست.))ریبری پس از مسلمان شدن نام((بلال یوسف محمد را برای خود برگزید. همسر او((وهیبه یک فرانسوی با اصلیت الجزایری است و حاصل ازدواج آن ها دو فرزند دختر است. عادات مذهبی ریبری بلال قبل از هر مسابقه سوره ی حمد را می خواند و پس ازکشیدن دست یه صورت وارد میدان می شود.او معتقد است که((اسلام در میدان و بیرون از میدان به من نیروی فوق العاده می دهد.))در گزارش هایی که شبکه های آلمانی در ماه رمضان از بازیکنان مسلمان بوندسلیگاتهیه می کنند نام ریبری درزمره بازیکنانی است که همیشه با زبان روزه وارد میدان می شوند و تا اذان مغرب از خوردن و آشامیدن خودداری می کنند

برچسب: زیبری,زندگی نامه ریبری,فرانک ریبری, نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:19

ن نام: آرين روبن تاريخ تولد :23 جولای 1984 محل تولد : بدوم ، هلند قد : 181 سانتى متر پست : وينگر - آرين روبن در 23 ژانويه 1984 در استان گرانينگن متولد شد. او از همان کودکى و خيلى زود فوتبال را آغاز کرد. او پيرو متودcoerver است کهتوسط مربی فوتبال(Wiel Coerver) عمومی و مشهور شد. آرين به عنوان بهترين بازيکن جوان هلند ، هنگامی که برایPSV بازی می کرد ،برگزيده شد و هم چنين در نوامبر 2005 توانست جايزه یبهترين بازيکن ماه ليگ برتر انگليس را تصاحب کند .توانايی او در کنترل توپ و کار با توپ او را به يک بازيکن ارزشمند تبديل کرده است. اوهمراه دوستش "ماتيا کژمان" در آيندهوون جوری درخشيد که هواداران آنها را"بتمن و رابين" ناميدند.(لقب کژمان بتمن بوده و تلفظ روبن هم مانند رابين مي باشد) - آرين را سلطان سمت چپ زمين می ناميدند، جايی کهخط کشی سفيد پايان زمينرا در قسمت چپ را نشان می دهد. گروهی از کارشناسان از جمله : يوهان کرايف، مارکو ون باستن ، رانک رايکارد ، مارتين يول و گاس هيدينک او را به عنوان مستعد ترين فوتباليست هلند وقتی فقط 17 سال داشت ، برگزيدند. - آرين را می توان يک قهرمان شطرنج ناميد که در تنيس و واليبال نيز فوق العاده بوده و کلا مستعد در ورزش های گوناگون است. او در سنين نوجوانی از بين فوتبال و تنيس ، فوتبال را برگزيد. - آژاکس قصد امضای قرارداد با روبن را داشت، اما ازآنجا که لئوبين هاکر در آن زمان برای " هانس روبن"(پدر و مدير برنامه هایروبن) خيلی محبوب نبود و هم چنين به اين دليل که بين هاکر مادر آرين را با لفظ دخترک مورد خطاب قرار داد و اسم آرين را اشتباها آريان نوشت، اين قرارداد هيچ گاه به امضا نرسيد. - روبن درPSV درگيری هايی هم داشت . او پس از ابتلا به سرطان و پشت سر گذاشتن آن با موفقيت ، درگيری های شديدی با گاس هيدينک داشت. هيدينک که رفتار های بچه گانه ی او در هنگام بازی ، تمارض ها و درخواست هايش از داور به ستوه آمده بود، اين موضوع را با مديران باشگاهدر ميان گذاشت. ون رای (رييس باشگاه PSV) کلا همواره از رودررويی با روبن و پدرش خودداری می کرد. در بيوگرافيش با گله از هانس آورده است:"هانس روبن حتی بعد از ترانسفر فرزندش به چلسی، مدام بابت پاداش های پسرش درPSV غر می زده است." مصاحبه ی جالب هانس در زمان انتقال پسرش به چلسی چنين است:"اين بسيارخوب است که آرين چلسی را برگزيد . سران رئال مادريد هم دنبال او بودند ، اما چه کسی حاضر است به مادريد برود؟ برای پول ممکن است اما آرين آن تيم را دوست ندارد . آنها هر سال فقط خواهان بازيکنان جديدیهستند و آنجا محيط مناسبی برای بازيکنان جوان نيست . آرين طرفدار پر و پا قرص بارسلونا هم است." .::پدر و مدیر برنامه های روبن::. - آرين هيچ گاه در لندن محبوب نبود. پدرش همواره آماده ی گلايه و شکايت بود و خودش هم به گفته ی هم تيمی هايش شخصی بيش از حد منعطف و تا حدودی ضعيف بود.تمارض ها و شيرجه زدن های او ديگر به چشم هواداران هم نامناسبمی نمود. - روبن در مورد سرطانش چنين گفته است:" دوران وحشتناکی بود . من بعد از مشاهده ی يک سری از علائم غير طبيعی به دکتر مراجعه کردم . او هم به من گفت که بايد نمونه برداری شود و فعلا منتظر بمانم.انتظار واقعا کشنده بود. من نمی دانستم چه بلايی سرم آمده و در آن زمان فوتبال برايم خيلي اهميت نداشت و مهم ترین مسئله سلامتی ام بود." - روبن در 9 جولای 2007 در گرانينگن با " برنادين ايلرت" ،دوست دوران دبيرستانش ازدواج کرده و حاصل اين ازدواج پسری به نام "لوکا" می باشد. - يوهان کرايف ، ستاره ی فوتبال جهان در مورد روبن چنين گفته است:" روبن توانايی های شگفت انگيزی دارد . من انتظارات زيادی از او دارم و مطمئن هستم که او همه ی انتظارات من را برآورده می کند." +

برچسب: روبن,زندگی نامه روبن, نویسنده: ahmad تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1391 ساعت: 19:22

تیری هانری،متولد 17 آگست 1977،پاریس،فرانسه،شناخته شده به عنوان مهاجمی با سرعت بالا. هانری در Les Ulis, Essoe بزرگ شد،جایی که به عنوان یک گلزن تمام عیار در تیمهای محلی حضور یافت،و سپس به AS Monaco پیوست.او اولین بار برای تیم بزرگسالان موناکو در سال 1995 به میدان رفت.در سال 1998 در پاسخ به بازیهای موثرش در موناکو به تیم ملی راه یافت.در سال 1999 او موناکو را به مقصد یوونتوس ترک کرد و پس از یک فصل نا امید کننده در یووه به توپچی های هایبری پیوست.در آرسنال او خود را بهعنوان یک بازیکن فوق العاده مطرح کرد.در اوایل دوران سختی را برای پیدا کردن جای خود در آرسنال پشت سر نهاد اما پس از آنتقریبا در تمام فصول حضورش در آرسنال برترین گلزن این تیم لقب گرفت. تبدیل او به یک مهاجم پرکار توسط ونگر،هانری را تبدیل به برترین گلزن تاریخآرسنال با بیش از 200 گل کرد.با توپچی ها او دوبار لیگ برتر و سه بار جام حذفی انگلیس را به دست آورد.هانری دو فصل آخر حضورش در آرسنال را به عنوان کاپیتان گذراند و حتی آرسنال را فینال لیگ قهرمانان نیز رسانید.با این حال در جون 2007 پس از 8 سال با پیراهن آرسنال وداع کرد و پای به کاتالونیا نهاد. هانری با تیم ملی فرانسه نیز موفق بوده است.او مدال طلای جام جهانی 98 و یورو 2000 و مدال نقره ی جام جهانی 2006 بوده است.به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران او امروز برترین فوتبالیست دنیا است. بیوگرافی: آنتونی هانری،پدر او اصالتا اهل گوادولوپ و مادرش اهل مارتینیکه هستند.او در Les Ulisبزرگ شده است،جایی که برای بسیاری از جوانان و نوجوانان خوشایند نیست.با این وجود شهر دارای محیط های مناسبی برای فوتبالیستها بوده است.در سال 1983 تیری 8 ساله با نشان دادن پتانسیل بسیار بالا از خود Claude Chezelleرا وادار به استخدامش در تیم CO Les Ulis نمود. پنج سال بعد،تیری برای اولین بار برای این تیم بازی کرد.پدرش به او برایتمرین بسیار فشار می آورد در حالی که او علاقه ای به فوتبال نداشت.هانری در سال 1989 به US Palaiseau پیوست ولی بعلت عدم توافق پدرش با این تیم تنها یک سال در این تیم ماند و از آنجا راهی Viry-Châtillon شد و دو سالنیز در آنجا ماند،در حالی که درهر دو تیم مربی او Jean-Marie Panza بود،هانری خود را بسیار مدیون او می داند. در سال 1990 آرنولد کاتالانو ازسوی موناکو مامور تماشای بازیهای تیری 13 ساله شد و پس از به ثمر رساندن شش گل در پیروزی 0-6 تیمش،کاتالانو از او خواست که به موناکو بپیوندد.بدون حتی گذراندن یک آزمون،کاتالانو به تیری پیشنهاد گذراندن دوره ای در آکادمی ممتاز Clairefontaine را به تیری داد،اما مدیر این آکادمی به دلیل نمرات پایین او در مدرسه حاضر به پذیرفتن او نمیشد.با اعمال نفوذ کاتالانو تیری در این آکادمی حضور یافت و دوره اش را با موفقیت به پایان رساند و به ارسن ونگر در موناکو پیوست. پس از ان تیری با تیم بزرگسالان موناکو قرارداد امضا کرد و برای اولین بار در سال 1995 با این تیم به میدان رفت.ونگر او را به عنوان بال چپ قرار میداد چون سرعت،توانایی او در کنترل توپ و مهارت ذاتی او،او را در این پست موثرتر میکرد. در چهار فصلی که با موناکو گذراند،در 125 بازی 21 گل زد و موناکو را قهرمان لیگ داخلی فرانسه در سال 97-96 کرد.در جون 97 به تیم زیر 20 سال دعوت شد و در کنار هم تیمی هایش چون گالاس و ترزگه در سال 1997 در جام جهانی جوانان برای فرانسه به میدان رفتند.ظرف 4ماه امه ژاکه او را به تیم ملی بزرگسالان دعوت کرد و در 11 اکتبر هانری جوان برای اولین بار برای کشورش در برابر آفریقای جنوبی به میدان رفت.این بازی با حساب 1-2 به سود فرانسه به پایان رسید.ژاکه که تحت تاثیر او قرار گرفته بود،او را با خود به جام جهانی نیز برد.با اینکه او در تیم ملی شناختهشده نبود،با زدن سه گل در این دیدارها لقب برترین گلزن فرانسوی در این آوردگاه را به خود اختصاص دهد.او قرار بود به عنوان ذخیره در فینال حاضر شود،اما اخراج دسایی سبب تدافعی شدن تاکتیک تیم شد و او را از حضور در فینال محروم ساخت. در روز باستیل در 1998 او عنوان Légion d''Hoeur را که برترین نشان فرانسه به شمار میرود را از آن خود کرد.وضع مناسب او،پس از جام جهانی او را راهی تورین کرد تا یکسال زودتر از ترزگه به بیانکنری ها بپیوندد. هانری به علت عدم همخوانی اش با فوتبال تدافعی ایتالیا دوران خوشی را در یووه نگذراند،و با زدن سه گل در 16 بازی از تورینبه لندن رفت. آرسنال: هانری که در ژانویه 1999 به تورین رفته بود،در اگست همان سال با مبلغ 12.5 میلیون پاوند به مربی سابقش ونگر،در جمع توپچیها پیوست.او که جای آنلکا را در آرسنال گرفته بود فورا به قالب یک مهاجم کلاسیک در آمد.تاکتیکی که در ابتدا او را زیر فشار سنگین انتقادها قرار میداد.او در ده بازی اولش هیچ گلی نزد،اما به سرعت توانایی گلزنی اش را به دست آورد ودر اولین فصل با زدن 26 گل تاکتیک ونگر را به تاکیتیکی مناسب و مثمر ثمر در دراز مدت تبدیل نمود.در تابستان پس از آن،هانری جزو فاتحان هلند و بلژیک در مسابقات یورو بود و باز هم با زدن سه گل،برترین گلزنفرانسوی ها در این مسابقات شناخته شد.شاید مهمترین این گلها،گل تساوی بخشدر برابر پرتقال در مرحله ی نیمه نهایی بود.فرانسوی ها سپس با زدن گل طلاییاز روی نقطه پنالتی توسط زیدان به فینال راه یافتند و در آنجا ایتالیا را نیز شکست دادند،تا هانری دومین مدال مهم ملیش را به دست آورد. در فصل دوم حضورش در لندن،او با پیشرفتی چشمگیر با 32 گل،گلزن ترین توپچی شناخته شد و آنها را به دو قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی انگلیس رهنمون ساخت.در سال 2002 هانری و تیم ملی فرانسه برای دفاع از عنوان قهرمانی جهان به خاور دور رفتند ولی در حضوری تحقیر آمیز در همان دور ابتدایی بدون زدن حتی یک گل از جام جهانی خداحافظی تلخی کردند.در دیدار اول فرانسه مغلوب سنگال شد.در بازیدوم هانری از زمین اخراج شد،در حالی که آن دیدار در برابر اروگوئه بدون گل خاتمه یافت و در نبودهانری،فرانسه دیدار سوم رابا حساب 0-2 به دانمارکی هاواگذار کرد،تا هم دانمارک انتقام شکست مرحله ی گروهی سال 98 را از فرانسه گرفته باشد و هم تلخترین وداع تاریخ جامهای جهانی برای مدافع عنوان قهرمانی حادث شود. با این وجود در فصل بعد،هانری با به ثمر رساندن42 گل و دادن 23 پاس گل،برترین گلزن توپچی ها و موثرترین بازیکن آنها نیزشناخته شد.در سال 2003 در جام کنفدراسیونها،در نبود زیدان و ویرا او نقش عمده ایدر قهرمانی تیمش داشت.اودر سه بازی از پنج بازی عنوان برترین گلزن را از ان خود کرد و در دیدار نهایی باگل طلایی تیمش را در برابرکامرون پیروز میدان گردانید و توپ و کفش طلای آدیداسرا در این مسابقات از آن خود کرد.در فصل 04-03 هانری همراه با برگ کمپ و پیرس،آرسنال را بدون حتی یک شکست قهرمان لیگ برتر انگلیس کردند.رکوردی که بیش از یک قرن بود که کسی به آن دست نیافته بود.آنها اما در سال 05-04 موفق به دفاع از این عنوان نشدند و آنرا به همشهریان آبی پوش خود واگذار کردند.اما FA Cup را فتح کردند و هانری در 42 بازی 31 گل زد. در تابستان همانسال در یورو 2004 فرانسه در مرحله ی گروهی از سد انگلستان گذشت اما در یک چهارم نهایی با شکست در برابر یونان در دفاع از عنوان قهرمانی یورو نیز ناموفق ماند. رفتن ویرا از آرسنال برای هانری مفهوم کاپیتانی داشت.علاوه بر اینکه او گلزن اصلی تیم بود،وظیفه رهبری یک تیم بسیار بسیار جوان را نیز بر عهده داشت.در 17 اکتبر 2005 او با به ثمر رساندن دوگل در برابر اسپارتاپراگ ،رکورد یان رایت،برترین گلزن تاریخ آرسنال را از آن خود کرد و در اول فوریه 2006 با زدن گل در مقابل وستهم 151 گل در لیگ برتر به ثمر رساند تا عنوان کلیف باستین،برترین گلزن آرسنال در لیگ برتر نیز به او سپرده شود.او صدمین گلش در لیگ برتر را در هایبری به ثمر رسانید که یک شاهکار بی نظیر در تاریخ این دیدارهاست.با این حال آرسنال موفق به فتح لیگ برتر نشد،اما هواداران هنوز امیدوار بودند.آرسنالی که معمولا در رقابتهای اروپایی موفق نبود به فینال لیگ قهرمانان راه یافت تا امیدهای فتح لیگ قهرمانان در دل هواداران لندنی زنده شود.آرسنال در فینال آن سال در استاد د فرانس،در دیداری تماشایی و خاطره انگیز برای همه ی ما،1-2 مغلوب سربازان کاتالونیا شد.دو فصل بدون جام ماندن باعث شد تا شایعات رفتن هانری از آرسنال تقویت شود،اما او با اشتیاق تمام قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد و در کنفرانسی اعلام کرد:اگر موقعیتی مثل بارسلونا برایم پیش بیاید،با تمام احترامیکه برای این تیم قایل هستم،آنرا رد میکنم.این حرفاو هواداران توپچی ها را از اینکه هانری با پیراهن آرسنال از فوتبال خداحافظی میکند راحتتر کرد.نایب رییسآرسنال،دیوید دین،بعدها اعلامکرد که دو پیشنهاد 50میلیون پاوندی از دو باشگاه اسپانیایی پیش از تمدید قرار داد رد شده اند،درحالی که با انعقاد یکی از این قراردادها رکورد 47 میلیونی زیدان شکسته می شد. در تابستان 2006 هانری جزو ستونهای تیم ملی فرانسه بود و بعلت حضور در پست غیر تخصصی شروع خوبی نداشت،اما به تدریج به یکی از بهترینهای جام بدلشد و با به ثمر رساندن سه گل که مهمترینشان همان تک گل پیروزی بخش در مقابل فاتحان ابدی جام ژول ریمه بود در رساندن تیمش به فینال بسیار موثر بود.در فینال در ضربات پنالتی قهرمانی را به ایتالیا واگذار کردند و با مدال نقرهبه فرانسه بازگشتند.او یکی از 10 نامزد کسب توپ طلای مسابقات بود که البته به دیگر هم تیمی او زیدان رسید.هانری در تیم 11 نفره ی فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال نیز قرار گرفت. فصل 07-2006 برای او امیخته با مصدومیتهای پیاپی برای او بود که از این لحاظ در تاریخ حضورش در لندن بی سابقه بود.با این وجود در 17 بازی 10 گل زد،که از جمله ی آنها میتوان به گل پیروزی بخش در برابر شیاطین اولدترافورد در 21ژانویه 2007 اشاره نمود.او سپس مجددا آسیب دید تا اینکه در برابر مردان رونالد کومان در لیگ قهرمانان در دقایق آخر به میدان آمد اما خیلی زود شروع به لنگیدننمود.پس از پایان بازی ونگر اعلام کرد که او هنوز نیاز به استراحت دارد اما انتظارمیرفت که این استراحت چند هفته بیشتر طول نکشد اما در میان ناباوری همگان معلوم شد که او نیاز به سه ماه مداوا دارد و باقی فصل را نیز از دست خواهد داد.ونگر اذعان داشت که او درفصل 08-2007 به تیم بر میگردد و آنرا دوباره خواهد ساخت. بارسلونا: با این حال پس از ناآرامیهای پایان فصل در اردوی توپچی ها،هانری در جون 2007 به کاتالانها پیوست و پیراهن مقدس بلائوگرانا را بر تنکرد.مبلغ این قرارداد16.5 میلیون یورو و هزینه ی فسخقرارداد او با آرسنال است.تی تی در نامه ای سرگشاده به روزنامه ی سان علت رفتن از آرسنال را نامعین بودن وضعیت ونگر در این تیم بیان کرد.او در بارسا شماره ی 14 را بر برتن میکند،شماره ای که به اسطوره ی همواره جاوید بارسا یوهان کریف کبیر تعلق دارد. جوایز: هانری صاحب جوایز زیادیست.او در بین 3بازیکن برتر فیفا در سالهای 2003 و 2004 قرار داشته است و دو جایزه ی متوالی اتحادیه فوتبالیستهای حرفه ای جهان رانیز از آن خود کرده است.افزون برآن هانری تنها بازیکنی است که در سه سال(06-04-03) جایزه ی اتحادیه ی فوتبال نویسان حرفه ای را از آن خود کرده است.هانری در سال 2004 بهتنهایی و در سال 2005 به طور مشترک با دیه گو فورلن از ویا رئال صاحب کفش طلای اروپا بوده.او 4سال برترین گلزن لیگ برتر انگلیس بوده است و در سال 2006 به عنوان بازیکنی شناخته شد که توانست در 5 دوره ی لیگ بیشتر از 20 گل بزند.او پس از آلن شیرر و اندی کول برترین گلزن تاریخ لیگ برتر نیز هست.او دومین گلزن برترتاریخ فوتبال فرانسه است در حالیکه تنها دو گل با پلاتینی فاصله دارد. استیل بازی: هانری از کودکی در جلو بازی میکرد،در یووه در گوشه ها بود،با حضور در آرستنال ونگر او را به جایی برد که از کودکی در آنجا بود.پس از تغییر سیستم آرسنال به 1-5-4 در فصل 05-04 او به عنوان تک مهاجم کلاسیک ایفای نقش میکرادامه مطلب

برچسب: زندگی نامه هانری,هانری, نویسنده: ahmad تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 18:46

س زندگینامه فرناندو تورس فرناندو جوزه تورس سانز متولد 20 مارچ 1984 در شهر فواِنلابرادای اسپانیا(شهری درجنوب این کشور)و در همسایگی مادرید متولد شد.فوتبالش را از باشگاه نوجوانان اتلتیکو مادرید در سال 1995 آغاز کرد و در 17 سالگی به تیم بزرگسالان این تیم در آمد.اولین بازیش را برای این تیم در مقابل لژانس انجام داد و یک هفته بعد اولین گل خود را در برابر آلباسته به ثمر رساند.لقب او" اِل نینو " است که از زمان بچگی به او داده شده بود. در فصل 02-2001 هنگامیکهاتلتیکو جواز حضور دوباره به لالیگا را بدست آورد ، تورس17 ساله سال خوبی را در امرگلزنی پشت سر نگذاشت و فقط توانست 6 گل را در 36 بازی به ثمر برساند. سال 2002 اولین فصل حضور تورس در لالیگا ، بالاترین سطح فوتبال اسپانیا بود.تورس در آن سال با زدن13 گل در 29 بازی توانست اتلتیکو را در جایگاه 12 لالیگا قرار دهد.در فصل 04-2003 تورس گام های بلندتری برداشت و با زدن 19گل در 35 بازی توانست جایگاه 7امی را برای اتلتیکوبدست آورد و با داشتن فقط 19 سال توانست کاپیتان اینشود.وی حضور موفق خود را در فصل های 05-2004 با زدن 16 گل در 38 بازی در لالیگا و 2 گل در 5 بازی رقابت های اروپایی و 06-2005 با زدن 16 گل در 36 بازی ادامه داد و مهاجم اول تیم اتلتیکو بود.بعد از بازی هایجام جهانی 2006 قرار بود تورس به چلسی بپیوندد ولی به دلیل حضور اتلتیکو مادرید در رقابت های جام یوفادر سال 07-2006 ، وی تصمیم گرفت یک سال دیگر در تیم اتلتیکو بماند.بعد از اتمام فصل 07-2006 ، باشگاه های آرسنال ، چلسی ، لیورپول و منچستر یونایتد به وی پیشنهاد دادند که سرانجام تورس به تیم لیورپول پیوست تا یکی از شاگردان رافائل بنیتز باشد.در واقع سران باشگاه تصمیم گرفتند که در مقابل به خدمت گرفتن لوئیس گارسیا و دریافت مبلغ 26 میلیون یورو ، تورس به لیورپول برود، تا با این پول بتوانند دیگو فورلان را نیز از باشگاه ویارئال به خدمت بگیرند. وی در 11 آگوست اولین بازیاش را برای لیورپول در مقابلاستون ویلا انجام داد و همچنین در 19 آگوست وی اولین گل اش را با پیراهن یوونتوس در برابر چلسی به ثمر رساند.در 23 فوریه همان فصل وی اولین هت تریک خودبا پیراهن لیورپول را در برابر میدلزبورو انجام داد و فقط 11 روز بعد یک هت تریک دیگربرابر وستهام انجام داد.در 15 مارچ 2008 وی با گلی که در دقیقه 47 در برابر ریدینگ زد توانست اولین بازیکن بعد از رابی فاولر باشد که بیش از 20 گل در رقابت های لیگ برتر انگلیس زده است.وی نشان داد که می تواند بهترین مهاجم لیورپول در چند سال اخیر باشد.موتور گلزنی لیورپول در فصل جاری روشن است و با حرارت بسیار زیاد کار می کند. افتخارت فرناندو تورس کسب عنوان قهرمانی زیر 16سال در تورنمنت آلگارو در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا کسب عنوان قهرمانی زیر 16سال جهان در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 7 گل در 6 بازی کسب عنوان قهرمانی زیر 19سال جهان در سال 2002 با تیم زیر 19 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 4 گل در 4 بازی بهترین بازیکن زیر 15 سال اروپا در سال 1998 بهترین بازیکن ماه فوریه و مارچ لیگ برترانگلیس در سال 2008

برچسب: تورس, نویسنده: ahmad تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 1:27

روز یازدهم مارس 1978 در شهر «ابیجال» در ساحل عاج به دنیا آمد. او دوران کودکی را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تیتو» صدا میزدند. تیتو در پنج سالگی کشورش را ترک کرد و به شهر «برست» دربریتانی رفت. دروگبا بیشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بیشترین زمانی که یک جا زندگی کرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتدای زندگیاش در ساحل عاج میباشد. از آن زمان تاکنون بیش از چهارده شهر عوض کرده است. او تمام این چهارده شهر را به یاد دارد ولی هیچ یک از این نقل و انتقالات برایاو به یادماندنیتر از اولین سفرش به فرانسه نیست. والدین دروگبا به خاطر مشکلات مالی نمیتوانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر کنند. دروگبا در حالی که از پنجره به هوای بارانی چلسینگاه میکند آن روز آفتابی غم گرفته را به خاطر میآوردو میگوید: کاملا یادم هست. مجبور بودم تنها سفر کنم. فقط پنج سالم بود یادم میآید یک پلاکارد که اسمم روی آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت میکرد. خیلیخیلیسخت بود. وقتی به فرانسهرسیدم هر روز گریه میکردم. نه به خاطر اینکه در فرانسه بودم بلکه به این خاطر که آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برایشان خیلی تنگ شده بود. دیدیه سه فصل به همراه عمویش از باشگاهی به باشگاه دیگر میرفت و در کنار فوتبال به درس ومدرسهاش هم میرسید. اوپس از سه سال دوری از کشور در هشت سالگی به آغوش خانوادهاش برگشت. دیدیه سه سال متمادی پدرو مادرش را ندیده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستانقدیمیاش را دوباره دید. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتیب میدادند و در یک محوطهپارکینگ در نزدیکی خانهشان بازی میکردند. سه سال دیگر هم گذشت و در سال 1989 کشور گرفتار بحران اقتصادی شدیدی شد.پدر و مادر دیدیه قربانیان این بحران شدند و کار خود را از دست دادند. آنها تصمیم گرفتند به خاطر آینده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زیرنظر عمو میچل امیچل گوبا که یک فوتبالیست حرفهای بود به تمرینات فوتبال بپردازد و دیدیه بار دیگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود که دیدیه به نخستین باشگاه حقیقی خود پیوست. اوایل در دفاع راست بازی میکرد ولی عمویش از این موقعیت راضی نبود. میچل گوبا به دیدیه میگفت:«تو آن عقب چه کار میتوانی بکنی؟ مردم فقط به مهاجمها نگاه میکنند.» دیدیه جوان به توصیه عمو گوش کرد و از آن پس مهاجم وسط تیم شد. او اول در ابویل و بعد در تورکوئین بازی میکرد و هر جا عمویش میرفت او همبه اجبار با او میرفت. در سال 1991 در حالی که تیتو دیدیه سیزده سال داشت به بریتانی برگشت. در همانسال بود که پدر و مادر دیدیه هم تصمیم گرفتند به فرانسه نقل مکان کنند. دیدیه که در آن زمان به سن نوجوانی رسیده بود بدون اینکه بداند، نظم زندگیاش را فراموش کردو ناگهان دریافت او که زمانی شاگرد اول کلاس بود حالا یک سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عکسالعمل نشان دادند و یک سال او را از بازی فوتبال محروم کردند. در سال 1993 به شهری در نزدیکی پاریس رفتند و او بههمراه شش خواهر و برادرش در یک خانه سکنی گزیدند. دیدیه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود که با باشگاه siolaveL پیوست و پس از امضای قرارداد با این باشگاه در حومه پاریس بود که کمکم دیدیه دروگبای جوانتوانست نام خود را به گوشدنیای فوتبال برساند. آغاز بازی حرفه ای: دیدیه در siolaveL خیلی زود تحت نظر و تعلیم «سربنکو رپسیس» مربی سابق اهل یوگسلاوی که مربی فنی باشگاه بود قرار گرفت و از همان ابتدا خیلی خوب ظاهر شد. رپسیس درباره او میگوید: «او مثل همتیمیهای دیگرش شبها به کلوپهای شبانهنمیرفت. خیلی عاقل بود. با استعداد هم بود.» مرد جوان ساحل عاجی خیلی زود توجه پاریس را به خود جلب کرد. اوستاره تیم فوتبال زیر هفده سال با مربیگری کریستین پورنین شد. این مهاجم سیاهپوست در دو فصل متوالی سی گل به ثمر رساند و آنقدر خوب کار کرد و حس اعتماد مربیان را برانگیخت که سال بعد او را عضو تیم اول باشگاه کردند. مهاجم خوش تکنیک: دیدیه همچنان شاگردی میکرد و به ویژه میآموخت که صبور و پرحوصله باشد و به تصمیمات مربی احترام بگذارد. با اینکه از نظر «رپسیس» بهترین بازیکن تیم بود ولی مربی جدیدش به او اعتماد کافی نداشت و بیشتر اوقات باید روی نیمکت ذخیرهها مینشست. او در یک بازیفقط ده دقیقه وارد زمین شد ولی در همان مدت کوتاه یکگل روانه دروازه کرد. با اینکه زمان کمی را در زمین میگذراند و کمتر فرصت داشت هنرهای خود را به نمایش بگذارد ولی باز هم علاقه و توجه باشگاههایی مثل «گوینگام»، «لمنس»، «لنس» و «پاری سن ژرمن»را جلب کرد. در همان زمان برای نخستین بار به طور جدی مصدوم شد. در یکی از بازیها پای دیدیه شکست و در گچ رفت اما این شکستگی پا باشگاه لمنس را از خرید او منصرف نکرد و آنها با وجود مصدومیت، خواهان این مهاجم بودند. بدین ترتیب بود که دیدیه چمدانهایش رابست و به منطقه «سارت» فرانسه رفت و در نوزده سالگی یک فوتبالیست حرفهای شد. دروگبا در تیمهای «لمنس»، «گوینگام» و «المپیک مارسی» بازی حرفهای کرد و سرانجام در سال 2004 به تیم مطرح چلسی راه یافت. او در اواخر فصل بازیهای آن سال با قیمت 24 میلیون پوند که در زمان خود بیشترین قیمت محسوب میشد به چلسیپیوست و پس از آن بود که شوچنکو با سی میلیون پوند به این باشگاه رفت و رکورد دروگبا را شکست. دروگبا هنوز هم در مارسی طرفداران بسیاری دارد. تماشاچیان فوتبالدوست آن باشگاه هنوز هم نام او را فریاد میزنند و پیراهنش در سالن باشگاه مارسی بر دیوار است. یک فوتبالیست محبوب: مردم ساحل عاج عاشق دروگبا هستند هر بار که به وطنش باز میگردد، خبرنگاران و مردم او را محاصره میکنند و خبر رسیدن او اولین اخبار رادیو و تلویزیون میشود. «دروگبا سایت» که به معنای «دروگبا شدن» است یک پدیده فرهنگی است که بهخاطر او ساخته شده است. او میگوید: «دروگبا سایت! آن موسیقی درباادامه مطلب

برچسب: دروگبا, نویسنده: ahmad تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 19:11

نام:فرانک جیمز لمپارد تاریخ تولد:20ژوئن1978 مکان تولد:رامفورد منطقه ایدر انگلستان قد:6 فوت(183سانتي متر) باشگاه فعلي:چلسي انگلستان زمان پيوستن به چلسي: ژوئن2001 پست:هافبك هجومي وزن : 90کيلو گرم اولين بازي ملي : 10 اکتبر1999 خصوصیات: خوش خنده.اما كمي خشن وضعیت تاهل:متاهل.داراي يك فرزند دختربه نام لونا نام پدر لمپارد فرانک است واو نیز فوتبالیست بوده. دایی او هری رد نپ نیز ملی پوش سابق تیم ملی بود و اولین مربی بزرگی بود که فرانک را به تیم ملی کشورش تحمیل کرد.جیمی ردنپ پسردایی اوبازیکن اسطوره ای دهه90 لیورپول بود وسابقه 17 بازی ملی برای تیم ملی انگلیس را دارد.فرانک ازطرف روزنامه سان سوپرگل نام گرفته است.به او به خاطرسرعت وجنگدگی بی نظیرش لقب یوزپلنگ بریتانیا دادند. لمپس اکنون 29 سال دارد وهمسراو(آلن ریوس) اهل ایالت خودمختار کاتالان است ویک دختر به نام لونا دارد.لمپارد تنها بازیکن تیم ملی انگلیس است که درمدرسه خصوصی درس خوانده است.فرانک لمپارد گفته اگر فوتبالیست نمی شدشانس خود را در وکالت امتحان می کرد. افتخارات فرانک لمپارد او فوتبال خود را با باشگاه وستهام يونايتد همراه با دوست صميمي خود جو كولآغاز كرد.(در سال 1996) او به طور قرضي يكسال بعد به تيم سوانسي سيتي فرستاده شد.(1997/98 ) او توانست در دوفصل(1998/1999)در 64مسابقه اي كه انجام داد 23گل بزند كه براي يك هافبك آمار خيلي خوبي است. او پس از بازيهاي تماشاييدر وستهام توانست نظر باشگاههاي بزرگي را نظير چلسي به خود جذب كند كه رقم ميليوني چلسي به هيچ وجه قابل رد كردن نبود .او درازاي11میلیون پوند به آبي پوشان پايتخت پيوست. دوران طلايي لمپارد در چلسيدر حال رقم خوردن بود.او توانست در 37بازي اول خود با شیرهای آبي 5گل بزند. او در دومين سال حضور خود در چلسي توانست براي بارچهارم به جام يوفا برود. لمپارد توانست در سال 2003بهترين بازيكن ماههايسپتامبر و اكتبر اروپا شود.در سال 2004برترين بازيكن انگلستان شناخته شدوي در سال 2005يازدهمين هافبك برتر تاريخ انگلستان انتخاب شد. او در فصل 2004.2005توانست در 38بازي 19گل بزند كه حكايت از گلزني اومي كند. فرانك توانست در آن سال از طرف سايتهاي خبري و سايت يوفا برترين بازيكن اروپا انتخاب شد او توانست در سال2005 بهترين بازيكن انگلستان شود. او در سال2005يك ركورد هم گذاشت ركورد بيشترين تعداد انتخاب شدن بهترين بازيكن انگلستان و ليگ برتر:164بار. و بالاخره او در پايان سال 2005 به عنوان دومين هافبك برتر جهان انتخاب گرديد. لمپارد دروستهام و سوانسی سیتی لمپارد ازوستهام شکوفا شد درست درزمانی که پدرش کمک مربی این تیم بود.لمپارد درژوئن ۱۹۹۴راهی آکادمی باشگاهشدوبه طور رسمی اول جولای۱۹۹۵ به عضو یت تیمحرفه ای وستهام درآمد.لمپ در اکتبر ۱۹۹۵به طور قرضیراهی تیم دسته دومی سوانسی سیتی شد و اولین تجربه لیگی رادرلباس این تیم ومقابل برادفوردسیتی تجربه کرد. لمپارد درادامه 9 بازی دیگربرای سوانسی انجام داد.اسطوره چلسی به طورکلی یک گل به ثمر رساند و درادامه به وستهام بازگشت. شروع دوباره وی باپیراهن چكش ها در ۳۱ ژانویه ۱۹۹۶ رقم خورد؛ هر چند یك تراژدی بزرگ در انتظارش بود. پای راست وی در بازی روز ۱۵ مارس ۱۹۹۷ مقابل آستون ویلا شكست. این آسیبدیدگی به فصل فرانك خاتمه داد. اولین گل لمپارد برای وستهام در فصل ۱۹۹۸ ـ ۱۹۹۷ به ثمر رسید. این گل به پیروزی باشگاه در بازی خارج از خانه مقابل بارنزلی كمك شایانی نمود. در همان سال او به عنوان كاپیتان وستهام، جام حذفی جوانان را فتح كرد. اولین بازی ملی لمپارد روز ۱۳ نوامبر ۱۹۹۷ مقابل یونان اولین بازی ملیخود را با پیراهن تیم زیر ۲۱سال بریتانیا تجربه كرد. فصل ۱۹۹۹ ـ ۱۹۹۸ برای فرانكی خاطره انگیز بود؛چرا كه سرانجام جای ثابتی در تركیب وستهام یافت. لمپ حتی یك مسابقه تیم را هم ازدست نداد و باشگاه با كمك او به رتبه پنجم جدول تكیه زد.دوران درخشان وی با دعوت شدن به تیم ملی بزرگسالان، تكمیل شد. آن بازی روز ۱۰ اكتبر ۱۹۹۹ در ساندرلند مقابل بلژیك انجام گرفت؛ با این حال او در یورو۲۰۰۰ حضور نیافت. لمپارد به عنوان كاپیتان، تیمجوانان انگلستان را در رقابت های قهرمانی اروپا همراهیكرد. آخرین حضور فرانك در این تیم ژوئن ۲۰۰۰ در بازیبیرون از خانه مقابل اسلواكی رقم خورد. لمپارد در وستهام با ۱۸۷ حضور، ۳۹ گل به ثمر رساند.لمپارد با وجود آنكه با ۶ سال حضور از اعضای قدیمی تیم محسوبمی شد اما غالباً جای ثابتیدر تركیب تیم نمی یافت. وقتی ردنپ دایی او نیز از تیموستهام جدا شد ، دیگر عملاً جایی برای فرانكی محبوب نیز باقی نماند. با آنكه آستون ویلا به جذب وی علاقه نشان داد اما ترجیح داددر لندن مانده و چلسی را برگزیند. دوران شکوفایی فرانك رسماً ۱۵ می ۲۰۰۱ با مبلغ ۱۱ میلیون پوند راهی آبی های شهر لندن شد. او یكی از اولین خریدهای رانیه ری مربی قبلی باشگاه بود و در ۲ فصل ابتدایی به خاطر مشكلات قرارداد و حضورپدیده ای چون زولا كمتر مجالخودنمایی یافت اما وقتی در سال سوم رومن آبراموویچ از راه رسید اوضاع برای وی بهتر شد. وی به عضو ثابت ستارگان چلسی تبدیل شد و هواداران با تمام وجود دوستش داشتند. اولین شروع پسر جوان با چلسی، در بازی های پیش فصل مقابل لیتون اورینت رقم خورد. او اولین گلش را در بازی بعدی پیش فصل به ثمر رساند و یكی از ۷ گل تیمش را وارد دروازه نورثهمپتون تاون كرد. شروع او با چلسی در لیگ برتر، روز ۱۹ آگوست ۲۰۰۱ در جریان تساوی یك بر یك مقابل نیوكاسل شكل گرفت؛با این حال در چهارمین حضور رسمی با پیراهن آبی ها از بازی اخراج شد. وی به سبب یك خطای وحادامه مطلب

برچسب: لمپارد, نویسنده: ahmad تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 18:53

دیوید بکهام شايد کسي باشد که ديويد بکهام کاپيتان و ستاره انگليسي رانشناسد. مطمئناً همگي شما با گوشه هايي از زندگي بکهام و موفقيت اين بازيکن در دنياي فوتبال آشنا هستند نام کامل: ديويد رابرت جوزف بکهام، متولد: 2/5/1975، مليت: انگليسي، محل تولد: ليتون استون، وزن: 92/73 کيلوگرم، قد: 180سانتي متر، اولين بازي ملي: 1996/6/1 باشگاه فعلي: رثال مادريد ديويد بکهام فوتبال حرفه اي خود را از جوانان منچستر آغاز مي کند چند ماه پس از حضوراو در تيم جوانان منچستر يونايتد وي براي بازي در جام اتحاديه انگليس به تيم بزرگسالان دعوت شد. هر چند در اولين حضورش در تيم بزرگسالان منچستر يوناتيد نيمکت نشين بود ولي دو سال و نيم بعد بکهام بههمراه تيم بزرگسالان براي اولين بار حضور در ليگ برتر را تجربه کرد. فصل 96/1995اولين حضور بکهام در ليگ برتر بود.سرانجام ديويد بکهام دوم آوريل 1995 اولين بازي اش را در ليگ برتر مقابل ليدز يونايتد تجربه کرد و در واقع فصل 96- 95 آغازي بود بر درخشش اين بازيکن در فوتبال انگليس ديويد ابتدا در پست هافبک راست مشغول به بازي شدکه سابق بر آن پست آندري کانچلسکيس در منچستر محسوب مي شد و گلهاي زيباي خود را از همين جا آغاز کرد. مخصوصاً گل به يادماندني اش در مرحله نيمه نهايي جام حذفي باشگاههاي انگليس در مقابل چلسي و اين فصل با قهرماني در دو جام براي شياطين سرخبه پايان رسيد فصل 97/1996 دومين فصلحضوروي در ليگ برتر بود. او مشهورترين گل خود را در اين فصل و در مقابل تيمويمبلدون به ثمر رساند و با ضربه اي زيبا از وسط زمين دروازه ويمبلدون را در سل هارست پارک باز کرد. او اولين حضورش در تيم ملي انگليس را در اول سپتامبر 1996 تجربه کرد و به همراه اين تيم به مصاف مولداوي در کيشنف رفت پيش از آن ديدار، بکهام سابقه بازي در تيم ملي زيرا 21 سال انگليس را در کارنامه خود داشت بکهام سال 1997 به همراه منچستر به عنوان قهرماني ليگ برتر انگليسدست يافت او بدون شک نقشه به سزايي در اين قهرماني ايفا کرد و به عنوان بازيکن برتر انگليس در اين سال برگزيده شد گلن هادل سرمربي وقت تيم ملي انگليس بکهام را براي حضور در رقابتهاي جام جهاني 1998 فرانسه دعوت کرد. او در دو بازي نخست انگليس نيمکت نشين بود. اما در سومين بازي تيم ملي انگليس مقابل کلمبيا به ميدان رفت و گلي زيبا روي يک ضربه آزاد در اين ديدار به ثمر رساند در جام جهاني 1998 فرانسهو ديدار انگليس و آرژانتين درگيري بکهام با ديگوسيمونه منجر به اخراج اين بازيکن شد و شايد همين امر نقشه زيادي در شکست تيم ملي انگليس در اين بازي حيثيتي داشت. اما بکهام همچنان به پيشرفت ادامه داد و درخشش او در سال 1999 وي را در کنار ريوالدو کانديداي دريافت عنوان بهترين بازيکن اروپا وجهان کرد بکهام در نخستين بازي فصل 99-1998 منچستر يوناتيد برابر لسترسيتي باز هم منجي شياطين سرخ شد و با گلي زيبا از روي يک ضربه کاشته منچستر را از شکست نجات داد. سال 1999 براي بکهام سالي پر از افتخار بود. قهرماني در ليگ برتر انگليس، قهرماني در جام حذفي و سرانجام قهرماني ليگ قهرمانان اروپا کلکسيون افتخارات اين بازيکن را کامل کرد. بروتلين فرزند اول ديويد بکهام نيز سال 1999 چشمبه جهان گشود و بکهام در اين سال طعم پدرشون را چشيد سال 2000 آغازتنشهاي ديويد بکهام و سرآلکس فرگوسن سرمربي منچستر بود. تا جايي که او به فکر جدايياز اولترافورد افتاد اما پس از چندي از تصميم خود صرفنظر کرد تا آينده اي درخشان را در منچستر بسازد، بدون شک بکهام نقش به سزايي در قهرماني شياطين سرخ در فصل 2000 داشت و او به مشهورترين بازيکن تاريخ انگليس تبديل شد. شوتها، ضربات آزاد و پاسهاي ديدني او حاکي از استعداد سرشار اين بازيکن است. اين فاکتورهاي بکهام همگان را به ياد روزهاي جواني و اوج پل گاسکوئين ديگر بازيکن بزرگ انگليس مي انداخت در نوامبر سال 2000 پيتر تيلور سرمربي وقت تيم ملي انگليس بازوبند کاپيتاني را براي اولين بار در بازي دوستانه انگليس مقابل ايتاليابر بازوي ديويد بکهام بست. پس از بازنشستگي آلن شيرر و به دنبال او توني آدامز حالا نوبت به ديويد رسيده بود تا در داخل زمين هدايت بازيکنان تيم ملي انگليس را بر عهده بگيريد اسون گوران اريکسون نيز در اولين حضورش به عنوان سرمربي جديد تيم ملي انگليس در يک بازي دوستانه در استاديوم ويلا پارک به مصاف اسپانيا رفت وسه بر صفر حريف خود را مغلوب کرد. بکهام در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2002 عنوان کاپيتاني خود را در تيم ملي انگليس حفظ کرد در اه مارس سال 2001 انگليس در آنفيلد ميزبان فنلاند بود و کاپيتان بکهام اولين گل ملي خود را براي انگليس در همين بازي به ثمر رساند که منجر به پيروزي 2 بر 1 انگليسي ها بر فنلاند شد بکهام در فصل 2001 هم آغاز بسيار خوبي در تيم منچستر داشت و دستورات الکس فرگوسن را به خوبي در زمين پياده مي کرد اما پس از کريسمس تيم منچستر فرم ايده آل خود را از دست داد و حذف از رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپا در ورزشگاه مونيخ خاطره تلخي را از اين رقابتها براي بکهام به جاي گذارد.- بکهام در سال 2001نقشه ارزنده و بسيار موثري در تيم ملي انگليس و همچنين منچستر ايفا کرد. بازي درخشان او مقابل تيم ملي يونان و گلهاي به ياد ماندني اش در منچستر همواره در خاطره ها خواهد ماند. او فصل بسيار پرکاري را پشت سر گذاشت والکس فرگوسن ترجيح داد تا براي جلوگيري از خستگي بيش از حد بکهام او چند بازي آخر را نيمکت نيش باشد اما بازگشت دوباره بکهامپس از استراحتي کوتاه مدت با مصدمميت شديدش همراه شد و او در بازي مقابل دپورتيو دچار آسيب ديدگي شد 13- فصل 2003- 2002 همراه با تولد دومين پسرديويد بکهام همراه بود. رومئو در سپتامبر2002 متولد شد. در اين فصل بکهام شش گل براي يوناتيد به ثمر رساند و9بار با پاسهاي اين هافبک ارزشمند منچستر به گل رسيد تا اين تيم جام قهرماني را در اين فصل نصيب خود کند و آرسنال ديگر مدعي جدي اينفصل را پشت سر بگذارد. همراه با قهرماني منچستر در اين فصل ديويد بکهام نادامه مطلب

برچسب: بکهام, نویسنده: ahmad تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 18:34

کارلوس توز محبوب آرژانتین «کارلوس آلبرتو توز» پنج فوریه 1984 در «سیدا ولا» واقع در حوالی «بوینس آیرس»، متولد شد او یک فوتبالیست مطرح آرژانتینی استکه با بازی در باشگاههای برتری همچون «بوکا جونیورزآرژانتین» «کورینتیانس» در برزیل و «وستهامیوناتید» انگلیس، نام و آوازه خود را به گوش مردم سراسر دنیا رسانده است. او در حال حاضر با یک قرارداد دو ساله برای منچستریونایتد توپ میزند. «توز» یکی از پرآتیهترین فوتبالیستهای آرژانتین محسوب میشود همچون هموطن دیگر خود«لیونل مسی»، «مارادونای جدید» نامیده میشود. دیهگومارادونا خود زمانی او را «فرستاده آرژانتین در قرن بیست و یکم» نامید. کودکی توز با نام «کارلوس آلبرتو مارتینز» به دنیا آمد و در منطقهای محقر و فقیرنشین که به «فورته آپاچی» معروف است، بزرگ شد. از همان جا بود که نام مستعار «آپاچی» را روی او گذاشتند. بعد از اینکه بینباشگاه زمان کودکی او و باشگاه «بوکاجونیورز» درگیریهایی بر سر او صورت گرفت پدر و مادرش نام فامیل او را به «توز» که نام فامیل مادرش بود تغییر دادند. بوکاجونیورز توز در سیزده سالگی به باشگاه بوکاجونیورز پیوستو اولین بازی حرفهای خود را با این تیم در روز 21 اکتبر سال 2001 انجام داد. او تا پایان سال 2004 با همین باشگاه همکاری میکرد وخاطرات و افتخارات بسیاری از آن باشگاه دارد او در سال 2003 بهخاطر موفقیتهای فردی خود در بازیهای المپیک از سوی نشریه «فاکس اسپورت» عنوان «قابل توجهترین فوتبالیست آمریکایلاتین» را دریافت نمود. بهعلاوه نویسندگان ورزشی فوتبال آرژانتین نام «فوتبالیست سال» و مرد ورزش سال 2004را به او دادند. کورینتیانس در ماه دسامبر سال 2004 «توز» با قیمت 20 میلیون دلار و با یک قرارداد پنج ساله به ارزش ده میلیون دلاربه باشگاه ورزشی «کورینتیانس» منتقل شد. اینقرارداد گرانترین قرارداد آنزمان آمریکای جنوبی بود. طرفداران و هواداران «کورینتیانس» ابتدا استقبال گرمی از توز نکردند ولی درسال 2005 او کاپیتان و ستاره باشگاه در لیگ برزیل و محبوبترین بازیکن هواداران «کورینتیانس» از جمله «لولا» رییسجمهور آنکشور شد. پس از پایان لیگ برزیل جایزه بهترین بازیکن تورنمنت از سوی فدراسیون فوتبال برزیل به اواهدا گشت و توز بعد از سال 1976 نخستین برنده غیربرزیلی این جایزه شد. وستهامیونایتد روز 23 آگوست سال 2006 نشریه «اسکای اسپورت» فاش کردکه کارلوس توز دیگر برایباشگاه کورینتیانس بازی نمیکند و احتمالا به زودیبه یکی از باشگاههای اروپایی منتقل خواهد شد. ایننشریه عنوان کرد که چلسی و منچستریونایتد هر دو خواهان این فوتبالیست آرژانتینی هستند و احتمالا او به یکیاز این دو باشگاه برتر انگلیس خواهد رفت. ولی در روز 31 آگوست همان سال کارلوس توز در وبسایت اختصاصی خود نوشت که در حال امضای قرارداد با وستهامیونایتد است و قیمت او دراین قرارداد 12 میلیون پوند خواهد بود.پس از ورود توز به وستهام، این تیم در نه بازیباخت و این تصور در اذهان ایجاد شد که این باختها در نتیجه ورود توز است بهطوری که حتی «آلفیو باسیله» مربی تیم ملی آرژانتین از او خواست از وستهامبیرون بیاید ولی حقیقت این بود که توز در اکثر آن مسابقات جزو نفرات اصلی تیم نبود. سرانجام در اواخر اکتبر 2006 و در بازی مقابل «تاتنهام» این طلسم شکسته شد و وستهام یک بر صفر بازی را برد و پس ازآن توز همواره در اوج آمادگی خود به سر میبرد. منچستریونایتد روز دهم آگوست 2007 قرارداد موقت توز با منچستریونایتد قطعی و او به آن باشگاه منتقل شد. در باشگاه منچستریونایتد هم همچون وستهام شماره 32 به او داده شد. شمارهای که از نظر توز بسیار خوش یمن است زیرا اعداد آن همان اعداد شماره پیراهن «مایکل جوردن» بسکتبالیست معروفاست که یکی از الگوهای محبوب توز میباشد. جایسوختگی «کارلوس توز» یک جای سوختگی مشخص از گوش راست تا گردن و سینه خود دارد. این اثر سوختگی یادگاری تلخی ازدوران کودکی اوست. وقتی توز تنها ده ماه داشت یک روز به دنبال پیدا کردن مادرش به آشپزخانه رفت. مادر آنجا نبود ولی یک کتری پر از آب جوش، توجه او را جلب کرد. بچه به سمت کتری رفت و آن را به سمت خود کشید. آب در حال جوش روی بدن او ریخت و دچار سوختگی درجه سه شد. این اتفاق باعث شد که توز مدت دو ماه در بخش UCIبستری شود. امروز این اثر سوختگی هنوز روی گردن او به چشم میخورد و ظاهر بدی به او داده است ولی همین ظاهر غیرمعمول سببشناخته شدن بهتر و بیشتر او شده است. توز علاقهای به ترمیم این اثر ندارد. باشگاه بوکاجونیورز زمانی به او پیشنهاد کرد جراحی پلاستیک انجام دهد ولی توز این پیشنهاد را رد کرد زیرا معتقد بود این اثر سوختگی بخشی از گذشته و تاثیرگذار در زندگی حال اوست. مردی با القاب بسیار کارلوس توز 23 ساله دارای لقبهای مختلفی است و مردم به مناسبتهای گوناگون اسامی و لقبهایجدیدی روی او گذاشتهاند. یکی از لقبهای او «مانچادو» به معنای «داغ خورده یا لک شده» است. این لقب بهخاطر جای سوختگی عمیق روی گردن اوست که از دید هیچکس پنهان نمیماند. در حقیقت این اثر سوختگی نوعی امضابرای توز میباشد. لقب دیگر او «آپاچی» است. این نام بهخاطر محل زندگی و زادگاهش در دوران کودکی به او داده شده است. «فورتهآپاچی» یک منطقه شناخته شده در پایتخت آرژانتین است که بهخاطر حوادث خشونتبار، موادمخدر و فقرمشهور میباشد. زندگی در آن محله برای خانواده توزبه راستی یک نبرد بود و مهمترین خاطره آن دوران، گرسنگی و تنگدستی. پدرتوز یک بنا بود و آوردن نان برای اهل خانه وظیفه سختی برای او به شمار میآمد. او مجبور بود شکم همسر و پنج فرزندش را به گونهای سیر کند ولی همیشه هم در این کار موفق نبود. شاید همین موضوع باعث شد کارلوس توز به دنبال راهی جدید برای پیدا کردن پول و ثروت باشد. او در کودکیدر تیمهای خیابانی محل زندگیاش بازی میکرد تا پول جمع کند و برای خودش ساندویچ و نوشابه بخرد. او درهمان بازیها تبدیلبه چهرهای آشنانا و شناخته شده شد و مدتی بعد آوازه بازی خوب او به گوش صاحبان باشگاه «آل بویز» بوینسآیرس رسید و در هشتسالگی وارد آن باشگاه حرفهای شد. معروفترین نام او «کارلوس توز» است. این نام ساده در سال 2001 در جام قهرمانی فیفا و با دو گل زیبای او بر سر زبانها افتاد و او را به مردم فوتبالدوست جهان شناساند.در حقیقت پیش از آن، مردم کشورش او را با نام «کارلیتوزآلبرتو توز» میشناختند. دیگر اسامی و القاب او «ری»، «کانترو ورسال»، «کارلیتوز شماره ده»و «توز دونا» هستند که هرکدام به مناسبتهای مختلف توسط فوتبال دوستان به او داده شده است. توز قربانی مطبوعات بعداز اینکه با بازی خوب توز در المپیک 2004 آتن، تیم ملی آرژانتین مدال طلای مسابقات را به چنگ آورد و این مدال بیش از هر چیز مدیون شش گل او در هشت بازی بود، توز به شدت مورد توجه مطبوعات قرار گرفت. نشریات مختلف او را تحسین و تمجید میکردندو به عرش میبردند ولی همین موضوع سبب شد که مشکلات جانبی هم برایاو ایجاد شود. زیرا او مورد توجه پاپاراتزیها هم قرار گرفته بود. اوایل، این اتفاق و این شناخته شدن برای خودش هم شیرین و دلچسب بود و از لحظه به لحظه آن لذت میبرد. ولی وقتی پاپاراتزیها او را رها نکردند و برای یافتن خبر تازه و جنجالی حتی از دیوار خانهاشبالا رفتند، دیگر صبر و طاقتش تمام شد. انتشار اخبار رابطه پنهانی او با مانکن و هنرپیشهای به نام «ناتالیا فاسی» زمانی تیتر درشت نشریات شد که همسرش «وانسا» باردار بود. روزنامهها و مجلات فقط برای فروش بیشتر نشریات خود به این موضوع بال و پرمیدادند و نام «دیو و دلبر»را به این دو داده بودند و گاهی نیز آنها را بکام و ویکتوریای آرژانتین مینامیدند همین اخبار سبب شد که آرامش زندگیتوز از بین برود و کار او و همسرش به مرحله جدایی وطلاق برسد. اعصاب او به حدی تحریک شده بود که با کوچکترین موضوع ناراحت کنندهای از کوره در میرفت. رفتار خودمحور توز روی زندگی حرفهای او هم تاثیر منفی گذاشت. خوزه پکرمن مربی آرژانتین او را از تیم خود کنار گذاشت و باشگاه اتلتیکومادرید که درصدد خرید او بود از تصمیم خود منصرف شد. در همان زمان بود که توز احساس میکرد ملتش بهاو خیانت کرده و بار سفر را بست و به برزیل رفت تا به باشگاه «کورینتیانس» بپیوندد.

برچسب: توز, نویسنده: ahmad تاريخ: جمعه 29 دی 1391 ساعت: 15:58

صفحه بندی